ول کن جهان را قهوه ات یخ کرد ..

امروز با مامان حرف زدم .. شاید گفت برای اولین بار در مورد این موضوع .. برای پله اول شروع خوبی بود با اینکه موافق نبود ! اما در نهایت کاری که باید انجام بشه انجام میشه ! انجامش میدم.. چون باید به دست بیارم هر آنچه را که باید به دست بیارم! این طوری برای همه بهتره.. حداقل اینجا مطمئنم نه به طور مطلق که مطلقی وجود نداره اما مطمئنم از چیزی که تو تمامم حس میکنم و فکر میکنم این بهترین تصمیم باشه .. برای الان! نه فردایی که نیست ! هنوز یکم کار نیمه تموم دارم بهتره تمومش کنم.. دلم میخواد سبک بشم .. خیلی‌ سبک تر! باید بلند شم..

+ تاريخ ساعت نويسنده . . .