ول کن جهان را قهوه ات یخ کرد ..

هرچی زمان میگذره دارم بدتر میشم ! چیزی نمیتونم حس کنم .. ضعف رو احساس میکنم در تمام تنم .. حتی روحم .. دارم با چيزي درونم مقابله میکنم.. با دلتنگی .. که باید تحمل کنم .. طاقت ببارم .. اومدم حرف بزنم اما فقط نوشتم برات بدون اینکه بدونی و بخونی .. چون نخواستم با حرفام اذیتت کنم بازم .. میخوام بخوابم انگار سال هاست نخوابیدم .. سالهاست چیزی نخوردم .. نمیدونم چطور زنده ام .. این سرگیجه رو دوست دارم.. موقع بلند شدن .. موقع نشستن .. موقع راه رفتن .. کاش میتونستم بخوابم .. فقط بخوابم .. چطور باور کنم فقط دو روز گذشته ؟! چند روز دیگه دووم میارم ! یعنی چند روز ِ دیگه تو این حال دووم میارم ...

+ تاريخ ساعت نويسنده . . .